ورود     ثبت نام
Skip Navigation Links
اطلاع‌رسانیExpand اطلاع‌رسانی
هنرمندانExpand هنرمندان
واحدهای هنریExpand واحدهای هنری
منابع محتوایی Expand منابع محتوایی
تولیداتExpand تولیدات
درباره ماExpand درباره ما
جشنوارهExpand جشنواره
خانه
 
 

 

مسجد و تلویزیون
از مهم‌ترین عناصر فرهنگ در ایران، مسجد است. مسجد در طول تاریخ و در شرایط مختلف نقشی حساس و محوری در فعالیت های اجتماعی ایفا کرده است.
تعداد مشاهده : 973 -  چهارشنبه، 18 شهريور 1388  22:31:17

 
نویسنده: محسن ربانی ریاست حوزه هنری استان گلستان

مسجد در دهه‌های گذشته نقش بسیار برجسته‌ای در انقلاب و شکل گیری نظام جدید جمهوری اسلامی داشته است. پیش از پیروزی انقلاب و مصادف با آن، مسجد کانون تمامی فعالیت‌ها ، راهپیمایی‌ها، سخنرانی‌ها و اعتراض‌ها بود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز مساجد نقشی محوری در ادامه حیات انقلاب داشتند. شکل گیری انجمن‌ها و شوراهای اسلامی که به عنوان نهادی غیر دولتی مسائل و مشکلات اجتماعی مردم را حل و فصل می‌کردند، در مساجد شکل گرفت و تا مدت‌ها در مسجد حضور داشتند.

برخی از فعالیت‌های اجتماعی متناسب با آن زمان مانند تشکیل گروه های سرود وتئاتر که به اجرای برنامه‌های هنری متناسب با اهداف وآرمان های انقلاب اسلامی می‌پرداخت،  در مسجد تشکیل می‌شد و مسجد محل اصلی شکل‌گیری این برنامه‌ها بود.

برگزاری برنامه‌های آموزشی از جمله کلاس‌های مختلف علمی، ادبی ، هنری در مساجد از جمله فعالیت‌هایی بود که در مسجد سازماندهی می‌شد و شکل می‌گرفت. بسیاری از گروه‌های نمایش و سرود که در مناسبت‌های مختلف به اجرای برنامه می‌پرداختند ، جلسات ابتدایی و شکل گیری ایده‌ها و تمرین‌هایشان را درمسجد برگزار می‌کردند، ضمن آنکه بسیاری از مناسبت‌هایی که قرار بود این نمایش‌ها در آن‌‌ها اجرا شود، نیز در مسجد برگزار می‌شد؛ فعالیت‌هایی مانند نشست‌های سیاسی و حزبی ، فعالیت‌های فرهنگی و حتی مراسم‌هایی مانند جشن ازدواج که درمساجد برگزار می‌شد وبه شکلی ساده و با اجرای سخنرانی و برخی نمایش‌ها و سرودهای دینی و حتی سیاسی به پایان می‌رسید.

درزمان جنگ نیز مساجد نقش سازماندهی رزمندگان ومدیریت دفاع در مقابل متجاوز را به عهده داشتند. پایگاه‌های مقاومت به عنوان مراکزی برای ثبت نام داوطلبان و ساماندهی آنان برای اعزام به جبهه درمساجد شکل گرفت.

ویژگی بارز این دوره فراگیری مسجد در تمامی عرصه‌ها بود، همه مردم با هر جایگاه اجتماعی و هر نوع مسلک و مرامی مخاطب مسجد بودند و به نوعی با مساجد سرو کار داشتند، زیرا به هر صورت بسیاری از فعالیت‌های اجتماعی درمسجد اتفاق می افتاد و آنان حتی اگر ناخواسته،  با مساجد مرتبط بودند.

در این دوره مسجد نقش محوری در مدیریت اجرایی تمامی فعالیت‌ها را به عهده داشت.

پس از جنگ و در زمان فعالیت های توسعه ای  قدرت نفوذ و فراگیری مسجد کمتر و کمتر شد. در این دوره مسجد کم کم از محلی که فعالیت‌های مختلف اجتماعی در آن شکل می‌گرفت، تغییر هویت داد و به هویت اصلی خودش که همان محل عبادت بود، نزدیک شد. بسیاری از برنامه‌هایی که در دهه گذشته در مسجد رخ می‌داد، از مسجد جدا شد. علت این امر، سیر تخصص گرایی‌ای بود که لازمه دوران پیشرفت به شمار می‌رفت. در این دوره به تدریج هر فعالیتی باید در یک چارچوب خاص خودش و در جایگاه درستش شکل می‌گرفت. فعالیت‌های نظامی باید در پادگان‌ها و پایگاه‌های نظامی شکل می گرفت، رخدادهای اجتماعی در نهادهای اجتماعی و مسائل فرهنگی باید در سازمان های فرهنگی حل و فصل می شد. همان طور که مساله ادغام بسیاری از مراکز در این دوره اتفاق افتاد، مانند ادغام کمیته انقلاب اسلامی و ژاندارمری که منجر به شکل‌گیری نیروی انتظامی شد. یا تاسیس و انحلال چندین و چند باره وزارت سپاه و وزارت دفاع که سرانجام با شکل گیری وزارت دفاع و نیروهای مسلح فیصله یافت و یا دعواهایی پیرامون ادغام برخی از وزارت خانه‌ها در این دوره شکل گرفت و نشاندهنده شکل‌گیری فضای  مدیریت تخصصی و فضای علمی بود که می‌رفت  فضای تجربی را کنار بزند. این شرایط مسجد را نیز فراموش نکرد، مساجد که در آن دوره محور همه فعالیت‌ها بودند، به مرور محدود‌تر شدند، فعالیت‌های پایگاه‌های مقاومت به مرور محدود و محدودتر شد و اگر ایده بسیج بیست میلیونی نبود، خیلی زودتر این فضا از مسجد‌ها برچیده می‌شد.

برخی دیگر از فعالیت‌های فرهنگی مانند کلاس های آموزشی و تربیتی نیز به آموزش و سازمان تبلیغات و شهرداری‌ها منتقل شد. در واقع در این دوره اگرچه برخی از فعالیت‌های فرهنگی همچنان درمساجد برگزار می شد، اما دیگر مدیریت آن در مساجد متمرکز نبود و از مسجد کنده شده بود و هر بخشی از نهادهای فرهنگی بخشی از فعالیت‌ها را به عهده داشتند و صرفا به دلیل تعلق خاطری که به مسجد داشتند، به دلیل سابقه و آشنایی ذهنی مخاطبان با فضای مسجد و یا به دلیل اینکه اصولا این نهادها فضایی دیگر برای برگزاری برنامه های خود نداشتند، از مسجد به عنوان مرکز برگزاری این جلسات استفاده می‌کردند.

این محدود شدن دامنه فعالیت مسجد البته به نوعی به محدود شدن دامنه فعالیت امامان جماعت مساجد و هیات‌های امنای مساجد نیز منجر شد. تا پیش از این امامان جماعت مساجد در عرصه‌های مختلف صاحب نظر و ذی نفوذ بودند و یا اینکه توسط مدیران اجرایی شهری در برنامه‌ها مورد مشورت قرار گیرند، اما پس از این دوره به مرور این تعامل کمرنگ‌تر و کم‌تر شد و مساجد در فضایی بسته‌تر ومحدود‌تر قرار گرفتند.

در این دوره مساجد از مخاطبان عام و افراد غیر مذهبی و دینی خالی شد و فقط افراد خاص با تعلقات شدید مذهبی با مساجد حشر و نشر داشتند و مخاطبان همیشگی مساجد بودند.

اما این همه آن چیزی نبود که درباره مسجد اتفاق افتاد. در این دوره مساجد اگرچه  در ظاهر چندان نمود و ظهوری نداشتند و بخش عمده‌ای از فعالیت‌های آنان محدود شده بود ، اما در باطن همچنان قدرت و استیلای خود را بر تمامی عرصه‌های تصمیم گیری حفظ کرده بود، اهالی خاص مسجد و به قول معروف مسجدی‌ها (که پس از دوره اول، تنها اهالی دائمی مساجد بودند) ، درتصمیم گیری‌های کلان نظام نقش بسزایی داشتند.

درعرصه‌های مختلف مدیریتی ، کسانی که ارتباط مستمر ومنسجمی با مسجد داشتند، به دلیل برانگیختن اعتماد مدیران ارشد و در واقع احراز تعهدشان، می‌توانستند در مسند مدیریت قرار گیرند و بخشی از سازمان اجرایی کار را به عهده گیرند.

در عرصه های عام‌تر ، در حیطه جذب افراد برای استخدام در مراکز دولتی،  از جمله مراکز کلیدی در تعیین صلاحیت افراد برای استخدام، مساجد بودند و اهالی مسجد تعیین کننده صلاحیت و تعهد افراد به شمار می‌رفتند.

در حقیقت مسجد که در دوره قبل محور همه فعالیت های اجرایی بود ،  و مدیریت اجرایی و نظارتی را به صورت توامان به عهده داشت، به شکل یک کانون خاص برای افراد برجسته مذهبی شد و به مرکز مدیریت محتوایی و نظارتی صرف  تبدیل گشت.

با ظهور شکل جدید رسانه‌ها در کشور و تاسیس شبکه‌های  مختلف تلویزیونی، مسجد در شرایط ویژه‌ای قرار گرفت. مسجد که تا پیش از این،  در دو دوره مختلف دو شیوه مختلف مدیریت اجرایی و نظارتی  را تجربه کرده بود. در شرایطی قرار گرفت که قدرت و تسلط و احاطه مدیریتی‌اش نیز، که البته محدود به فعالیت‌های دینی شده بود،  مورد تهدید قرار گرفت. تا پیش از این به دلیل قدرت محدود تلویزیون که از لحاظ کیفی وکمی بخش محدودی از زمان مخاطبان را می‌توانست در اختیار بگیرد، توان رقابت با مساجد را نداشت،  اما اکنون به دلیل وفور شبکه‌ها که به صورت 24 ساعته برنامه داشتند و از طرفی تنوع شبکه‌های و برنامه می‌توانست تهدیدی جدی برای کسانی باشد که محوریت مسجد برایشان مهم وحیاتی بود.

البته صرف تنوع شبکه‌ها و برنامه‌های شبانه روزی آنها دلیل اصلی برای کاهش مخاطبان مساجد و افزایش مخاطبان رسانه نیست، بلکه دلیل اصلی این مساله، شکل گیری جریان جدید ساخت برنامه‌ها و فیلم‌ها و سریال‌های دینی در تلویزیون است که  به همت برنامه سازان جوان و با حمایت مدیران شبکه‌‌ها و گروه‌های  رسانه- که از دل مساجد برخواسته‌اند- رخ داده است.

تولید این نوع از برنامه‌ها در واقع ادای دین مدیران رسانه به اهالی مسجد و دغدغه های آنان بود،  اما ناخواسته بخشی از مخاطبان مساجد را به دلیل آنکه رسانه کارکردی مسجدی یافت،  به مخاطبان جدی رسانه تبدیل کرد.

در طی چند سال اخیر، و به خصوص در ایام مناسبت‌های مذهبی مانند محرم و ماه مبارک رمضان که ساخت سریال‌های مذهبی به صورت یک برنامه ثابت در آمده است، بخشی از مخاطبان فصلی مساجد- کسانی که فقط در ایام خاص به مسجد می روند- مخاطب تلویزیون شده‌اند و چه بسا از لحاظ ذهنی هم این گونه خود را اقناع می‌کنند که مخاطب یک برنامه مذهبی هستند.

اما این مساله باعث رنجش خاطر اهالی مسجد شده است، آنان بر این باورند که تلویزیون باعث شده که جوانان و مخاطبان مساجد کمتر به مساجد بیایند.

این شرایط همان شرایطی است که کم کم دارند رنگ مساجد را کمرنگ‌تر می کند، تا پیش از این، برنامه‌های مساجد کنداکتور تلویزیون را می‌چید ، اما در شرایط فعلی به جز اذان و فریضه نماز که در زمان خاصش پخش می‌شود، در مورد بقیه برنامه‌ها این تلویزیون است که با پخش سریال‌های مذهبی، زمان حضور مخاطب را در مسجد یا تلویزیون مشخص می‌کند. این مساله به شکل بارزی در زمان پخش یکی از سریال‌ها در ماه رمضان یکی دوسال قبل اتفاق افتاد و باعث خلوت شدن مساجد و اعتراض اهالی مسجد شد.

با توجه به آنچه بیان شد، به نظر می‌رسد که در دوره سوم ، به دلیل کارکرد رسانه، مساجد حتی مخاطبان خاص خود را نیز از دست بدهند. در واقع کاری که رسانه می‌بایست انجام دهد و مخاطبان غیر مذهبی و مسجدی خود را مذهبی و مسجدی کند، در یک پارادوکس ناخواسته، مخاطبان مسجدی خود را نیز پای گیرنده‌های تلویزیونی نشانده و از حضور در مسجد باز د‌اشته است.

این البته به معنای آن نیست که مقصر این جریان رسانه است، رسانه به هر حال بر اساس سیاست‌های تعریف شده‌اش به فعالیت می‌پردازد و در یک اجتماع دینی از یک رسانه انتظاری غیر از این نمی‌رود، اگرچه در شیوه اجرای آن سیاست‌ها باید اصلاحاتی صورت گیرد، اما آنچه مهم است، عملکرد اهالی مساجد است. در واقع آنان نیز باید اصلاحاتی در شیوه جذب مخاطبان خود داشته باشند تا در آینده نزدیک شاهد نفوذ بیشتر رسانه و محدود شدن حضور مردم و کاهش نفوذ مسجد نباشند؛  اتفاقی غم انگیز که البته باید برای آن فکری کرد و چاره‌ای اندیشید.
 



 
 
 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]
   
   
 
 
 
     

تمام حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری گلستان می‌باشد | نقشه سايت