ورود     ثبت نام
Skip Navigation Links
اطلاع‌رسانیExpand اطلاع‌رسانی
هنرمندانExpand هنرمندان
واحدهای هنریExpand واحدهای هنری
منابع محتوایی Expand منابع محتوایی
تولیداتExpand تولیدات
درباره ماExpand درباره ما
جشنوارهExpand جشنواره
خانه
 
 

 

تجلی زیبای مطلق
نگاه به موضوع هنر در فرهنگ اسلامی و فلسفه هنر اسلامی بحث بسیار پیچیده و گسترده‌ای است که نمی‌توان به سادگی در یک نگارش و گفت و گوی کوتاه روزمره به آن دست یافت.
تعداد مشاهده : 908 -  چهارشنبه، 20 آبان 1388  09:43:26

از آن‌جا که شناخت هنر بدون شناخت و تعریف زیبایی ممکن نیست، زیرا اصولا بیشتر تعاریف هنر، مبتنی بر خلق اثر زیبا است، ابتدا باید زیبایی را تعریف کرد. و این خود بسیار پر بحث‌تر از موضوع هنر است. آیا زیبایی موضوعی عینی( ابجکتیو) است یا ذهین( سابجکتیو)، آیا مجموعه‌ای از این دو است، کدام بر کدام برتری دارد؟ آیا زیبایی امری محسوس است یا معقول، و ده‌ها سؤال دیگر از جمله سؤال‌های همیشگی فلاسفه در حیطه زیبایی است. این سؤال‌ها که هیچ‌گاه پاسخ متقن و قطعی برای آن یافت نشده است، (و البته ادعای امکان یافتن یک پاسخ قطعی نیز ادعای گزافی است)  درک مفهوم و تعریف هنر و تعیین حد و مرز هنر را دشوارتر ساخته است.

با توجه به این محدودیت‌ها و نقاط غامض در حیطه هنر نباید انتظار داشت که در فلسفه اسلامی تعریف جامع و مانعی از هنر بتوان یافت. اما در این حیطه نکته‌ای قابل تامل است:

هنر و زیبایی در اسلام بیش از آن‌که جنبه محسوس داشته باشد، جنبه معقول دارد، بنابر این در واقع بخشی از جنبه‌های زیبایی و هنر که  در اسلام و متون روایی مورد اشاره قرار می‌گیرد، به جلوه‌های اشاره دارد که ممکن است حتی در ظاهر زیبا نباشند.

در این نوع نگاه به موضوع زیبایی، توجه به پدیده‌ها از جهت نسبتشان با خداوند می‌تواند یکی از معیارهای زیبایی باشد، بدین معنا که در فلسفه اسلام، پدیده‌ها به دلیل ارتباطشان با ذات زیبا، زیبایند. زیرا خداوند خود زیباست و پرتو زیبایی‌اش،  همه موجودات وابسته به او را زیبا کرده است.

از سویی دیگر این زیبایی مو جب می‌شود، موجودات به میزان نزدیکی و دوری از خداوند، دارای زیبایی بیشتر یا کمتری داشته باشند. در واقع در این فرض ، موجودات هر چه به روح زیبایی نزدیک‌تر باشند، زیباترند زیرا بهره بیشتری از آن ذات زیبا دارند. این نکته را می‌توان در بهره موجودات از خلقت تسری داد. موجوداتی که بهره بیشتری از حیات الهی دارند، زیباترند، گیاه زیباتر از جماد، حیوان زیباتر از گیاه، انسان زیباتر از حیوان و از آنجا که انسان کامل‌ترین موجود است و بیشترین بهره را از حیات الهی دارد و روح خداوند در او دمیده شده است، از همه موجودات زیباتر است، در "احسن تقویم" آفریده شده است و خداوند به خاطر آفرینش او به خود آفرین گفته است.

در نگاهی جامع‌تر به این مساله، باید گفت مقصود از بهره از حیات الهی صرفا پیچیدگی زیستی و ظاهری مخلوقات نیست. این گونه نیست که چون انسان در شکل کاملتری از خلقت قرار دارد، و بهره بیشتری از امکانات زیستی دارد، می‌تواند روی دو پا راه برود، حرف بزند، تفکر کند، تولید کند و... بنابر این زیباتر است، اگر چه این نیز بخشی از آن زیبایی است، اما در واقع بیشترین تاکید در موضوع زیبایی مربوط به بهره موجودات از حیات الهی در موضوعات معقول است، بدین معنی که هر موجودی ویژگی‌های الهی بیشتری داشته باشد، زیباتر است، گیاه از آن رو زیباست که آیه ای از آیات خداوند است، حیوان از آن رو زیباست که جلوه‌ای از حیات خداوندی در او متجلی شده و انسان از آن رو زیباست که آیینه صفات خداوندی است، و هرچه این آینه صیقلی‌تر باشد و بازتاب بیشتر و بهتری از خداوند باشد، زیباتر است.

بنابر این در مکتب اسلام، معیار زیبایی که بر اساس آن هنر خلق می‌شود، تجلی و ظهور روح خداوندی است که زیبای مطلق است و هرچه این تجلی بیشتر باشد، زیبایی بیشتر است و بدین دلیل آثار فاخر هنر اسلامی، آثاری هستند که نشانی از حضور آن زیبای مطلق دارند و در واقع همه جزییات در حرکتی مواج و زیبا به سوی یک مرکز زیبا در حرکتند تا القا کننده  رسیدن به زیبایی مطلق و مطلق زیبایی باشند و در واقع هدف نهایی آفرینش یعنی رسیدن به توحید را متجلی سازند.

 



 
 
 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]
   
   
 
 
 
     

تمام حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری گلستان می‌باشد | نقشه سايت