ورود     ثبت نام
Skip Navigation Links
اطلاع‌رسانیExpand اطلاع‌رسانی
هنرمندانExpand هنرمندان
واحدهای هنریExpand واحدهای هنری
منابع محتوایی Expand منابع محتوایی
تولیداتExpand تولیدات
درباره ماExpand درباره ما
جشنوارهExpand جشنواره
خانه
 
 

 
تاریخ انتشار  :  12:58 عصر ۱۳۹۳/۴/۱۰
تعداد بازدید  :  1562
Print
   
ادبیات دینی ایران باستان

حسین عبدی- کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
مدیر آفرینشهای ادبی حوزه هنری استان گلستان


سرودهای پنجگانه زرتشت به نام گاهان یا گاثه ها یا گات ها که با ستایش خداوند حکیم آغاز می شود بخوبی بیانگر بازتاب حکمت ایرانی درآینه ادبیات دینی است. در این سروده ها نکوهش پلشتیهایی چون دروغ و بی بند و باری و ستایش فضیلتهایی چون یگانه پرستی و راستی دیده می شود. هم از این جهت است که مضامین سرودهای زرتشت را حکیم توس در شاهنامه خود بازتابی شایسته داده است.

ریگ ودا نخستین شعر آریاییان بیش از یکهزار سرود یا سوکته در ستایش ایزدان است. اساطیر نیز بخشی از مضامین اشعار ودایی را به خود ‌اختصاص‌ داده‌اند. نبود آثار مکتوب موجب عدم اطلاع دقیق از کیفیت ادبیات ایران باستان شده است. تاريخ شعر ایران در لهجه هاي ايراني با اوستا، خاصه گاثاها شروع مي شود. کلمه «گاثا» يعني سرود و اين بخش از کتاب اوستا سروده زرتشت است. در قسمت هاي ديگر اوستا مانند «يسنا» و «ونديداد» نيز قطعات منظوم ديده مي شود. آثار ادبي‌ درایران‌ باستان‌ به‌ دو گونه‌ گفتاری و نوشتاری رواج داشت. نوع نوشتاری آن،شامل نوشته‌ها ی حکومتی و درباری بر سنگها و لوحها و‌ سکه‌ها؛ و نوع گفتاری آن، شامل شعرها و قصه های عامیانه و مردمی ‌بود که به ادبيّات‌ شفاهي‌ معروف است. بيشتر آثار مكتوب‌ ایران باستان، با ادیان زردشتي‌، بودايي‌، مانوي‌ و مسيحي‌ مرتبط‌ است‌ و پیکره ادبيات‌ ديني‌ ايران‌ پيش‌ از اسلام‌ را تشکیل می دهد. در ايران‌ پيش‌ از اسلام‌، آثار ديني‌ و ادبي‌ معمولاً مکتوب نمی شد و بيشتر به‌ صورت‌ شفاهی و سينه‌ به‌ سينه‌، انتقال می یافت. سرودها و تقریرهای زرتشت بزرگ، پس‌ از قرنها انتقال‌ شفاهي‌، سرانجام‌ در دوره ساسانیان، مکتوب شد. همین التزام‌ ايرانيان‌ باستان به‌ ادبيّات‌ شفاهی‌ - در کنار‌ عوامل‌ ديگر - موجب‌ از دست رفتن‌ بخش اعظم گنجينه‌ ادبي‌ ايران‌ باستان شده‌ است‌. از مجموعه زبانهاي‌ ايران باستان‌، كه‌ تا انقراض‌ سلسله هخامنشي‌ (330 ق.‌ م‌) در قلمرو گسترده ای رایج بود ، چهار زبان‌ مادي‌، سكايي‌، پارسي‌ باستان‌ و اوستايي‌ قابل ذکر است. هرچند در منابع کهن، اشاره هایی به‌ ادبيّات‌ شفاهي‌ اين‌ چهار زبان‌ شده‌، لیکن تنها از دو زبان‌ اوستايي‌ و پارسي‌ باستان‌ آثار ادبي‌ مكتوب برجاي‌ مانده‌ است‌. از زبان‌ قوم‌ آريايي‌ ماد، كه‌ در غرب‌ و شمال‌ غرب‌ ايران‌ رايج‌ بود، اثر مكتوبي‌ در دست‌ نيست‌ امّا در نوشته‌هاي‌ مورّخان‌ يوناني‌ مانند «هرودت‌« به‌ شعرها وداستانهاي‌ غنایی‌ و حماسي‌ مادی اشاره‌ شده‌ است ؛ داستان‌ غنايي‌ زَرْيادْرِس‌ و اوداتيس‌ از آن جمله است که بعدها در شاهنامه‌ فردوسي‌ در قالب داستان‌ «گشتاسب‌ و كتايون‌» آمده است‌. داستانهاي‌ مربوط‌ به‌ كوروش‌ هخامنشي‌، از ديگر آثار ادبي‌ مادی‌ است.

از زبان‌ سكاها نیز، كه‌ طوايفي‌ ايراني‌ بودند و در دو سوي‌ درياي‌ خزر، دشتهاي‌ جنوب‌ روسيه‌ و ماوراءالنهر مي‌زيستند، اثر مكتوبي‌ برجاي‌ نمانده‌ است‌ . هرودت‌ از افسانه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ سكاها و نيز از داستانهايي‌ به‌ زبان‌ سكايي‌ درباره اَريمَسْپي‌ يك‌ چشم‌ و گريفين‌ هاي‌ محافظ‌ طلا نام‌ مي‌برد. برخی از پژوهشگران نیز احتمال‌ مي ‌دهند كه‌ داستان‌ رستم‌ در شاهنامه‌ فردوسی، از داستانهاي‌ حماسي‌ سكايي‌ باشد.

زبان‌ پارسي‌ باستان‌، ریشه‌ زبان‌ فارسي‌ امروزي‌، زبان‌ قوم‌ پارس‌ بود كه‌ در دوره هخامنشيان‌ (550 تا 330 ق‌.م‌) کاربرد داشت. تنها آثار مكتوب‌ زبان‌ فارسي‌ باستان‌ كتيبه‌هاي‌ برخي‌ از شاهان‌ هخامنشي‌ به‌ خطّ ميخي‌ است‌ كه‌ علاوه‌ بر سنگ‌، بر الواح‌ زرّين‌ و سيمين‌، مُهرها و ظروف‌ برجاي‌ مانده‌ است.

مهم‌ترين‌ كتيبه‌هايي‌ كه‌ به‌ زبان‌ فارسي‌ باستان‌ نگاشته‌ شده‌ است‌ عبارتنداز: كتيبه‌هاي‌ بيستون‌، تخت‌ جمشيد و نقش‌ رستم‌.

آنچه‌ در اين‌ سنگنوشته ‌ها آمده‌ اغلب مربوط‌ به‌ سياست‌ است‌. هر متني‌ كه‌ به‌ نام‌ داريوش‌ اوّل‌ نوشته‌ شده‌ شامل‌ مقدّمه‌، بخش‌ اصلي‌ و مؤخّره‌ است‌ و سنگْنوشته‌هاي‌ جانشينان‌ او، جدا از كتيبة‌ دَيْوَة‌ خشايارشا تكرارعبارات‌ داريوش‌ است‌. كوشش‌ داريوش‌ براي‌ تبديل‌ زبان‌ فارسي‌ باستان‌ به‌ زباني‌ ادبي‌ به‌ نتيجه‌ نرسيد. او در سنگْنوشته‌ها، با لحني‌ به‌ دور از مبالغه‌ و با دقّت‌ بيان‌، سادگي‌ واژه‌ها و كوتاهي‌ جملات‌، يكنواختي‌ زبان‌ را پوشش می دهد . اين‌ نوشته‌ها عاري‌ از تخيّلات‌ ادبي‌ و صُوَر خيال‌ است‌ و به‌رغم‌ ارزش‌ تاريخي‌ و زبان‌شناختي‌، فاقد اهمّيّت‌ ادبي‌ است‌. بنابر گزارش‌ نويسندگان‌ يوناني‌، ادبيّاتِ حماسيِ زبان‌ فارسي‌ باستان‌ به‌ صورت‌ شفاهي‌ وجود داشته‌ است‌. افسانة‌ زوپير ، يا برخي‌ روايات‌ مربوط‌ به‌ كوروش‌ و داستانهاي‌ مربوط‌ به‌ بردياي‌ دروغين‌، از آن‌ جمله‌ است‌ .

از سوی دیگر، در بخشی‌ از نواحي‌ شرقی ايران‌ - به نام ايرانويج‌- زبان‌ اوستايي‌ رواج داشت. از اين‌ زبان‌ جز كتاب‌ اوستا و آثار وابسته‌ به‌ آن‌ اثر ديگري‌ برجاي‌ نمانده‌ است‌. قديمی‌ترين‌ آثار اين‌ زبان‌ به‌ قرنهای‌ دهم‌ تا هشتم‌ قبل از میلاد تعلّق‌ دارد. در زمان‌ پادشاهي‌ شاپور ساساني‌ (309ـ379 م‌) پس‌ از رسميّت‌ يافتن‌ دين‌ زرتشتي‌،گفته های زرتشت در قالب کتاب اوستا مکتوب شد. اين‌ كتاب‌ عظیم مشتمل بر مطالب متنوعی بود ازجمله درباره ستایش اهورامزدا،پيدايش‌ جهان‌ و رستاخيز، نجوم‌ ، پزشكي‌، زندگي‌ زرتشت‌ ، تاريخ‌ ، حماسه‌ها و اسطوره‌هاي‌ كهن‌ و مجموعه‌اي‌ از دانستنيهاي‌ گوناگون‌.

قديمی‌ترين‌ بخش‌ اوستا به نام گاتها ( گاثاها ) شامل هفده‌ سروده زرتشت است‌ كه‌ در اوستا ي‌ كنوني‌ جزئي‌ از يسنا ست‌. وزن این شعرها هجايي‌ است‌ و از نظر ساختماني‌ با اشعار ودايي‌ مشابهت‌ دارد. عقايد والاي‌ زرتشت‌ از ميان‌ اين‌ اشعار غنايي‌ ديني‌،كه‌ براي‌ بيان‌ انديشه‌هاي‌ انساني‌ و در قالبي‌ زيبا و لطيف‌ سروده‌ شده‌، مشهود است‌. بخش دیگری از اوستا با عنوان يَسْنا شامل دعاها و سرودهاي‌ ديني‌ است.

يَشْتها نیز بخش دیگری از اوستاست که حاوی سرودهای دینی می باشد. تفاوت‌ یشتها با يسنا در مضامين‌ آنهاست‌. یسنا؛ نيايشهاي‌ عامّ است براي‌ آيينهاي‌ مختلف‌ ‌ و يشتها؛‌ سرودهايي‌ در ستايش‌ ايزدان‌ است‌. بخشي‌ از يشتها موزون‌ و دارای وزن‌ هجايي‌ ویا ضربی است. يشتها در مقایسه با بخشهاي‌ دیگر اوستا شاعرانه‌ تر است‌ و در آن ايزدان‌ با زباني‌ شاعرانه‌ ‌با استفاده از صوَر خيال‌ وصف‌ شده اند.


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

     

تمام حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری گلستان می‌باشد | نقشه سايت